معرفی وبلاگ
به نام خدا(مسلم ناصري)نويسنده برجسته مجموعه كتابهاي كودك ونوجوان ////// سلام بسم الله الرحمن الرحيم////به شهرگلشن موسيه بادحدفاصل شهرستان هاي:دهاقان وشهرضا -خيلي خوش آمديد عزيز!////شهرگلشن نام جديد شهرماست و موسيه باد- به زبان محلي -نام قديم شهر ما يعني موسي آباد- است//// مقدم شما را به وبلاگهاي فرهنگي گلشن گرامي مي داريم/حضور شما را به وبلاگ هاي فرهنگي شهرگلشن خوش آمد مي گوييم!//// در ابتدا روی عنوان اصلی وبلاگ کلیک نمائید تا تمامی مطالب وبلاگ در دسترس شما قرار گیرند////با تشکر از بازدید شمادوست عزیز!////
صفحه ها
دسته
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 31742
تعداد نوشته ها : 43
تعداد نظرات : 0
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان

               

بررسي نشانه هاي ظهور

 hawzah.net/fa/magazine/magart/4518/4535/32625

 

 


               

بررسی نشانه های ظهور

 hawzah.net/fa/magazine/magart/4518/4535/32625

--------------------------------------------------------------------------------------------

 

             خروج   یأجوج   و   مأجوج

در برخی روایات, خروج مأجوج و مأجوج از نشانه های ظهور,

دانسته شده159 که با دقت در این روایات, روشن می شود

 که ارتباطی به مسأله ظهور ندارند, بلکه بیشتر آنها, ناظر

 به برپایی قیامت هستند. دو موردی که در قرآن از

خروج یأجوج و مأجوج یاد شده هم160,

 هیچ دلالتی بر این قضیه ندارد.

این, افزون بر ضعف سند روایات این باب و ضعف

دلالت و نارسایی و گاه تناقض آنهاست.

14. طلوع خورشید از مغرب

از جمله نشانه های ظهور که در روایات به آن اشاره شده,

طلوع خورشید از مغرب است, وقوع چنین پدیده ای,

اگر معنای ظاهری آن مراد باشد, مستلزم در هم ریختن

 و از هم پاشیدن نظم جهان و تغییر در حرکت منظومه شمسی

 خواهد بودو این, با اصول حاکم بر نظام طبیعت, ناسازگاری دارد.

به طور قطع حضرت مهدی(ع), بر روی همین زمین,

حکومت جهانی خویش را تشکیل می دهد161./p>

بر این اساس تحقق این نشانه به گونه معجزه,

چنانکه برخی پنداشته اند, میسر نیست, زیرا معجزه

در محدوده نظام حاکم بر طبیعت و جهان صورت می گیرد162.

به نظر می رسد, منظور از طلوع خورشید از مغرب,

حضرت مهدی(ع) است.

فیض کاشانی در توضیح روایتی در این زمینه می نویسد:

وکأنّه کنّی بطلوع الشمس من مغربها فی الحدیث عن

 ظهوره(ع) کما یظهر من بعض الأخبار163.)

گویا, طلوع خورشید از مغرب, کنایه از ظهور

حضرت مهدی(ع) است, همان گونه که از برخی

 اخبار هم استفاده می شود.

همان گونه که مرحوم فیض اشاره کرده, از برخی

روایات نیز این مطلب استفاده می شود. در ذیل

 روایت صعصعه, که این حادثه را به عنوان نشانه ظهور

 معرفی می کند, جمله ای است که روشنگر این معناست.

 صعصعة در پاسخ فردی که از منظور امیرالمؤمنین(ع)

 از جمله (لاتسألونی عما یکون بعد ذلک…) پرسیده بود, گفت:

(ان الذی یصلی خلفه عیسی بن مریم هوالثانی عشر

 من العترة التاسع من ولد الحسین بن علی(ع)

وهو الشمس الطالعة من مغربها164.)

کسی که حضرت عیسی(ع), پشت سروی نماز می گزارد,

 دوازدهمین نفر از خاندان پیامبر(ص) و نهمین نفر

 از فرزندان حسین بن علی(ع) است و هم اوست

 خورشیدی که از غروبگاهش طلوع می کند.

بر این اساس, طلوع خورشید از مغرب, معنای کنایی

 دارد و در حقیقت تشبیه شده است ظهور حضرت مهدی(ع)

 به طلوع خورشید از غروبگاهش. همان گونه که خورشید,

 پس از آن که چهره در نقاب شب فرو می کشد,

دوباره پرده های سیاهی را می درد و طلیعه

 روشن آن از کرانه های افق پرتوافشانی می کند,

 حضرت مهدی(ع) نیز, پس از طی دوران محنت و

 محرومیت و سپری شدن روزگار غیبت و انتظار,

 ظهور می کند بسان خورشیدی, جهان فتنه عدالت

 و بستوه آمده از ظلم و ستم و بی عدالتی را با پرتو

حیاتبخش عدالت, زنده و روشن می کند.

 

 

 

11. بارانهای پیاپی

در سال ظهور, بارانهای پیاپی, زمین را آباد و سرسبز می کند و وضع مردم, بهتر می شود. امامان(ع) در تبیین نشانه های ظهور و خبر دادن از رخدادهای آن روزگار, از این واقعه نیز, یاد کرده اند که به چند نمونه از احادیثی که در این باره رسیده اشاره می کنیم:

شیخ مفید, با بهره گیری از روایات, می نویسد:

(ثم یختم ذلـک بأربع وعشرین مطرة متصل فتحیی بها الأرض بعد موتها و تعرف برکاتها153.)

پس پایان می گیرد این (پدید آمدن نشانه ها) با بیست و چهار باران پیاپی که زمین را پس از آن که مرده بود, زنده می کند و برکات آن را می شناساند.

شیخ طوسی از امام صادق(ع) روایت می کند:

(انّ قدام القائم لسنة غیداقة, یفسد التمر فی النخل فلاتشکوا فی ذلک154.)

در آستانه قیام مهدی(ع), سالی پرباران خواهد بود که در اثر آن, خرما بر روی نخل می پوسد. پس در این, تردیدی به خود راه ندهید.

یا امام صادق می فرماید:

(واذا آن قیامه, مطر الناس فی جمادی الآخرة وعشرة ایام من رجب, مطراً لم یر الناس مثله, فینبت اللّه به لحوم المؤمنین فی ابدانهم فی قبورهم…155.)

و چون هنگام ظهور مهدی(ع) نزدیک شود, در تمام ماه جمادی الآخر و ده روز نخست ماه رجب, بارانی بر مردم ببارد که تا آن هنگام, مانند آن را ندیده باشند. پس خداوند, به وسیله آن, گوشت بر بدن مؤمنان, که در قبرهایشان خفته اند, برویاند.

بارش این مقدار باران, آن هم پیاپی, کم سابقه و یا بی سابقه است. با این حال, حمل آن بر معجزه, وجهی ندارد, زیرا وقوع آن به گونه عادی ممکن است. البته احتمال دیگری نیز وجود دارد که این بارانها, همزمان و در همه جای زمین ببارد که در این صورت, می تواند جنبه اعجاز داشته باشد156.

این نشانه را گرچه بزرگانی مانند: شیخ مفید, شیخ طوسی و طبرسی در ردیف نشانه های ظهور آورده اند, ولی باید توجه داشت:

اولاً, روایت طبرسی و مفید مرسله است.

ثانیاً, جمله (فینبت اللّه به لحوم المؤمنین) در ذیل روایت طبرسی, نشان می دهد که مربوط به برپایی قیامت و زنده شدن مردگان است.

و ثالثاً, روایت شیخ طوسی نیز ضعیف است, زیرا در سند آن علی بن ابی حمزه157 قرار دارد که از واقفیه است.

بنابراین, اثبات چنین نشانه ای برای ظهور, به استناد این گونه روایات, مشکل است. البته از مجموع این روایات و سخنانی که در این باب گفته اند, با توجه به این که دوران ظهور, آغاز سامان یافتن امور و از بین رفتن مشکلات است, احتمال می رود که از نظر طبیعی, شرایط مساعدی پیش می آید, تا سال ظهور سالی پرباران و آبادان باشد.

12. جنگهای خونین

در منابع دینی, از جنگ های خونین و کشتارهای بزرگ نیز, به عنوان نشانه های ظهور یاد شده است158. گویا این جنگها بین اهل باطل, بر سر رقابتهای مادی و سیاسی روی می دهد که در نهایت, بدون پیروزی هیچ یک از دو گروه و پس از برجای گذاشتن. انبوهی از کشته ها, پایان می یابد. بروز چنین فاجعه های بزرگ, نتیجه طبیعی فساد زمین و فراگیر شدن ظلم و جور است. از برخی روایات, استفاده می شود که در منطقه (قرقیسا) جنگ عظیمی بین بنی عباس و مردانی رخ می دهد که نوجوانان زورمند, فرسوده و پیر می گردد و لاشه های کشته ها بر روی هم انباشته می گردد. از قرائن و شواهد بر می آید که این خون ریزیهای بزرگ, در همان واقعه خروج سفیانی و آشوبهای آن زمان است و حادثه جداگانه ای نیست.

این احتمال نیز وجود دارد که منظور از این روایات, درهم کوبیدن مستکبران و دشمنان حق و عدالت باشد که در زمان ظهور و به دست مهدی(ع) انجام می شود, بنابراین از وقایع دوران ظهور است, نه نشانه ظهور.

13. خروج یأجوج و مأجوج

در برخی روایات, خروج مأجوج و مأجوج از نشانه های ظهور, دانسته شده159 که با دقت در این روایات, روشن می شود که ارتباطی به مسأله ظهور ندارند, بلکه بیشتر آنها, ناظر به برپایی قیامت هستند. دو موردی که در قرآن از خروج یأجوج و مأجوج یاد شده هم160, هیچ دلالتی بر این قضیه ندارد.

این, افزون بر ضعف سند روایات این باب و ضعف دلالت و نارسایی و گاه تناقض آنهاست.

14. طلوع خورشید از مغرب

از جمله نشانه های ظهور که در روایات به آن اشاره شده, طلوع خورشید از مغرب است, وقوع چنین پدیده ای, اگر معنای ظاهری آن مراد باشد, مستلزم در هم ریختن و از هم پاشیدن نظم جهان و تغییر در حرکت منظومه شمسی خواهد بودو این, با اصول حاکم بر نظام طبیعت, ناسازگاری دارد. به طور قطع حضرت مهدی(ع), بر روی همین زمین, حکومت جهانی خویش را تشکیل می دهد161./p> بر این اساس تحقق این نشانه به گونه معجزه, چنانکه برخی پنداشته اند, میسر نیست, زیرا معجزه در محدوده نظام حاکم بر طبیعت و جهان صورت می گیرد162.

به نظر می رسد, منظور از طلوع خورشید از مغرب, حضرت مهدی(ع) است.

فیض کاشانی در توضیح روایتی در این زمینه می نویسد:

وکأنّه کنّی بطلوع الشمس من مغربها فی الحدیث عن ظهوره(ع) کما یظهر من بعض الأخبار163.)

گویا, طلوع خورشید از مغرب, کنایه از ظهور حضرت مهدی(ع) است, همان گونه که از برخی اخبار هم استفاده می شود.

همان گونه که مرحوم فیض اشاره کرده, از برخی روایات نیز این مطلب استفاده می شود. در ذیل روایت صعصعه, که این حادثه را به عنوان نشانه ظهور معرفی می کند, جمله ای است که روشنگر این معناست. صعصعة در پاسخ فردی که از منظور امیرالمؤمنین(ع) از جمله (لاتسألونی عما یکون بعد ذلک…) پرسیده بود, گفت:

(ان الذی یصلی خلفه عیسی بن مریم هوالثانی عشر من العترة التاسع من ولد الحسین بن علی(ع) وهو الشمس الطالعة من مغربها164.)

کسی که حضرت عیسی(ع), پشت سروی نماز می گزارد, دوازدهمین نفر از خاندان پیامبر(ص) و نهمین نفر از فرزندان حسین بن علی(ع) است و هم اوست خورشیدی که از غروبگاهش طلوع می کند.

بر این اساس, طلوع خورشید از مغرب, معنای کنایی دارد و در حقیقت تشبیه شده است ظهور حضرت مهدی(ع) به طلوع خورشید از غروبگاهش. همان گونه که خورشید, پس از آن که چهره در نقاب شب فرو می کشد, دوباره پرده های سیاهی را می درد و طلیعه روشن آن از کرانه های افق پرتوافشانی می کند, حضرت مهدی(ع) نیز, پس از طی دوران محنت و محرومیت و سپری شدن روزگار غیبت و انتظار, ظهور می کند بسان خورشیدی, جهان فتنه عدالت و بستوه آمده از ظلم و ستم و بی عدالتی را با پرتو حیاتبخش عدالت, زنده و روشن می کند.

یادآوری:

اکنون که برخی از نشانه های ظهور را مورد بررسی قرار دادیم و به میزان صحت هر یک و نیز اقسام آن اشاره کردیم, یادآوری این نکته را نیز لازم می دانیم که در باب نشانه ظهور, گاهی اشکالاتی مطرح شده است که بد نیست در این جا به آنها اشاره کنیم.

1. دلسردی و یأس

با توجه به این که نشانه ها بر اساس پیش بینی معصومان(ع), در طول دوره غیبت واقع می شوند, مسلمانان چاره ای ندارند جز آن منتظر تحقق آنها بمانند و در برابر رخدادها تسلیم باشند. روشن است که این, سبب دلسردی و یأس آنان می شود و در نتیجه از تعقیب اهداف بلند اسلامی و انجام وظایف و مسؤولیتهای خویش, دلسرد می شوند165.

این اشکال درست نیست, زیرا همان گونه که پیش از این اشاره کردیم, نشانه های ظهور, چه حتمی و چه غیر حتمی, اموری نیستند که تغییر ناپذیر باشند و بدون هیچ تغییری و به گونه خودکار, در موقع مقرر واقع گردند, بلکه آنها براساس پیش بینی معصومان(ع) در صورتی که اوضاع و احوال, به همان روال که پیش بینی شد, جلو رود واقع می شوند و تنها بیانگر نزدیک تر شدن ظهورند, نه چیز دیگر.

در میان این همه نشانه ای که برای ظهور بیان شد, تنها شمار اندکی از نشانه ها, ناگزیرند و بر اساس تفسیری که از ناگزیر بدون آنها ارائه شد, آنها نیز, اموری جبری و تغییر ناپذیر نیستند و ممکن است به اراده خداوند, تغییر کنند و یا پیش و پس داشته شوند.

افزون بر این, نشانه های حتمی ظهور, نشانه های در آستانه ظهور واقع می شوند. بنابراین, پیش بینی و تبیین نشانه های ظهور, نه تنها مایه دلسردی و سستی مؤمنان نمی گردد که چراغ امید را در دل آنان روشن نگه می دارد و آنان را در به عهده گرفتن نقشهای اساسی دلگرم می کند.

 

دسته ها :
X