معرفی وبلاگ
به نام خدا(مسلم ناصري)نويسنده برجسته مجموعه كتابهاي كودك ونوجوان ////// سلام بسم الله الرحمن الرحيم////به شهرگلشن موسيه بادحدفاصل شهرستان هاي:دهاقان وشهرضا -خيلي خوش آمديد عزيز!////شهرگلشن نام جديد شهرماست و موسيه باد- به زبان محلي -نام قديم شهر ما يعني موسي آباد- است//// مقدم شما را به وبلاگهاي فرهنگي گلشن گرامي مي داريم/حضور شما را به وبلاگ هاي فرهنگي شهرگلشن خوش آمد مي گوييم!//// در ابتدا روی عنوان اصلی وبلاگ کلیک نمائید تا تمامی مطالب وبلاگ در دسترس شما قرار گیرند////با تشکر از بازدید شمادوست عزیز!////
صفحه ها
دسته
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 30642
تعداد نوشته ها : 43
تعداد نظرات : 0
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان

 جوانان و آسيب شناسي انتخاب همسرقسمت اول

جوانان و آسيب شناسي انتخاب همسر قسمت دوم

جوانان و آسيب شناسي انتخاب همسر (بخش سوم)

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

مجلات > عقيدتي، فرهنگي، اجتماعي > نامه جامعه > دي 1388 - شماره 64


http://www.hawzah.net/fa/magazine/magart/0/0/89250?SearchText=%d9%83%d9%81%d9%88%d9%8a%d8%aa

گا م هاي زندگي مشترك


  جوانان و آسیب شناسی انتخاب همسرقسمت اول

جوانان و آسیب شناسی انتخاب همسر قسمت دوم

جوانان و آسیب شناسی انتخاب همسر (بخش سوم)----------------------------------------------------------------------------------

مجلات > عقیدتی، فرهنگی، اجتماعی > نامه جامعه >

 دی 1388 - شماره 64

گا م های زندگی مشترک

پدید آورنده : محسن عباسی ولدی ، صفحه 63

قسمت اول

گاهی فکر می کنیم زندگی چقدر سخت است؛ شاید هم تلخ؛ گویی همه چیز تکراری است و روح ندارد؛ همه این ها از آن جا سرچشمه می گیرد که منش ها و روش های صحیح برای بودن در کنار هم و همراه هم بودن را نمی دانیم؛ یا نیاموخته ایم یا اگر آموخته ایم؛ نمی دانیم چگونه باید اجرایش کرد. اما این روش ها و منش ها مهم اند؛ حتی اگر جزئی و پیش پا افتاده باشد.

گام اول

اهمیت یادگیری قواعد زندگی مشترک

اول این که به قول امروزی ها: پیوندتان مبارک، به قول قدیمی ها: الهی به پای هم پیر شوید.

دوم نمی خواهم ذائقه تان را در همین اولین گام تلخ کنم؛ اما بنا هم نیست که این گام ها با تعارفات طی شود، ما این گام ها را واقعاً برای پیمودن می خواهیم؛ نه برای در جا زدن.

سوم اگر کمی دربارة آمار نگران کننده حرف می زنیم، برای ترساندن نیست؛ برای هشدار دادن است، برای ایجاد انگیزة بیشتر نسبت به عمل کردن به آنچه در این گام ها می خوانید.

پس زنگ خطر را بشنویم. همه ساکت؛ نه گوش ها را نگیرید، فایده ندارد، باز هم می آید. حرکت، حرکت، حرکت. با نشنیدن، قصه به پایان نمی رسد. این قصه به آخر خواهد رسید؛ اما در دست تو است که پایان آن را چگونه رقم بزنی.

زنگ خطر را بشنویم. خطر کمین کرده! سرها را از زیر برف بیرون بیاوریم. خطر خود ما هستیم. از خود فرار نکنید که بی فایده است. بر خود بتازید که علاج درد است.

زنگ خطر را بشنویم. همه ساکت. صدایی می آید، صدایی ترس آلود. نه، همه فریاد بزنید، فریاد، فریاد، فریاد. باز هم صدا می آید. صدا بلندتر از این است که در فریادهای ما گُم شود. به هوش باشید که خطر در کمین نیست، در کنار ما است.

برای این که صدای خطر را بهتر بشنوید، از خود بپرسید چرا از هر چهار ازدواج، یک ازدواج به طلاق می انجامد؟ چرا عمده ترین دلیل طلاق عدم تفاهم میان زن و شوهر عنوان می شود؟[1] چرا آمار طلاق عاطفی در کشور53 درصد است؟[2] اصلاً می دانید طلاق عاطفی یعنی چه؟ یعنی زن و شوهر برای جدایی به دادگاه مراجعه نکرده اند؛ اما نسبت به هم علاقه ای ندارند و خوراکشان تنش و دعوا است. آیا یکی از دلایل اصلی طلاق ها این نیست که زوج های جوان ما زندگی مشترک را جدی نگرفته اند؟ چند زوج جوان قبل از آغاز زندگی مشترک، قواعد آن را آموخته اند؟ آیا ما به این باور رسیده ایم که زندگی مشترک قواعدی دارد؟

اگر شما گام های زندگی مشترک را بیاموزید و آن ها را به خوبی اجرا کنید، می توانید زندگی مشترک خوبی را تجربه کرده و هر یک از روزهای زندگی شما، گامی در جهت رشد و کمالتان باشد.

بهتر است قبل از آن که به سراغ گام ها برویم کمی دربارة اهمیت زندگی مشترک صحبت کنیم.

در زیر سقف کبود این آسمان نهادهای اجتماعی فراوانی وجود دارد، مدرسه، دانشگاه، بازار و ...؛ اما در این میان، نهادی که بیش از همه در پیشگاه خداوند محبوب است، نهاد خانواده می باشد. از همین رو است که ازدواج به عنوان تشکیل دهندة خانواده، محبوب ترین پیوند و طلاق به عنوان بر هم زنندة این نهاد، از مبغوض ترین حلال ها است.[3]

حال که خانواده تا این اندازه ارزشمند است، آیا نباید به قواعدی که بنیان خانواده را مستحکم می کند، اهمیت ویژه داد؟ آیا آنچه در نزد خداوند محبوب است، در کنار هم بودن یک زن و مرد به عنوان زن و شوهر است، یا خانواده ای که با استفاده از تفاهم و همدلی موجود میان اعضای آن، راه آفرینش را با آرامش هر چه بیشتر طی می کند؟

برای این که با اهمیت یادگیری قواعد زندگی مشترک بیشتر آشنا شویم، از زاویه ای دیگر این مسأله را بررسی می کنیم.

حتماً شما هم تصدیق می کنید که اصلی ترین ثمرة زندگی مشترک فرزند است که می تواند زندگی را برای انسان به بهشت تبدیل کند.[4] از آن سو فرزند بد، زندگی را برای انسان به جهنم تبدیل کرده و لکة ننگ زندگی می شود.[5]

خیلی ها در دنیای امروز به دنبال پیدا کردن راهی هستند که بتوان به بهترین و راحت ترین شیوه، فرزندان سالم و صالحی را تربیت کنند. باید پذیرفت که تربیت موفق فرزند و فرزند موفق در گرو ایجاد فضایی صمیمی و جذاب در خانواده می باشد. پدر و مادری که نتوانند در خانه ، محیطی را به وجود آورند که فرزندشان در آن، احساس آرامش و خوشبختی کند، زمینة گرایش فرزند به محیط خارج از خانه را فراهم کرده اند.

فرزندی که از محیط خانواده، فراری و به محیط بیرون، علاقة بیشتری پیدا می کند؛ فرزندی که رابطة صمیمی را به جای این که با پدر و مادر تجربه کند، با دوست خود برقرار می کند، فرزندی که درددل ها و مشکلات خود را در محیط رفاقت مطرح می کند و از باز کردن سفرة دل خویش در نزد پدر و مادر، پرهیز می کند، تربیت او هم به عهدة محیط خارج از خانه خواهد بود و پدر و مادر در این میانه، کمترین نقش را ایفا خواهند کرد. این، یک زنگ خطر است. فضای بیرون از خانه، محیط امنی نیست. در وضعیت کنونی، محیط خارج از خانواده، پر از عواملی است که می تواند فرزند ما را از هستی ساقط کند. اگر کسی چشم بینایی برای دیدن عوامل ضد تربیتی در جامعه داشته باشد و گوش شنوایی برای شنیدن زنگ خطر، می فهمد که تربیت شدن فرزند در محیط خارج از خانه، یعنی چه و وقتی این زنگ خطر را شنید، تمام همّتش را به کار می بندد که محیط خانه را محیطی سرشار از صمیمت و محبت بکند.

اولین و مهم ترین عامل برای جذّاب شدن محیط خانه، وجود یک ارتباط صمیمی و محبت آمیز میان پدر و مادر می باشد. رابطه های تنش آلود و خشن میان پدر و مادر، بیش از فقر و تنگناهای اقتصادی بر روح فرزند اثر منفی می گذارد. فرزند در سنینی که نمی تواند مفهوم بسیاری از سختی ها؛ مانند فقر را بفهمد، به راحتی فرق بین رابطة خوب و رابطة بد میان پدر و مادر را می فهمد. دعوای پدر و مادر؛ حتی در سنین پایین هم بر روح و ذهن کودک اثر منفی می گذارد. فرزندانی که در خانواده های فقیر؛ اما صمیمی زندگی می کنند، نسبت به فرزندانی که در خانواده های خشک و غیرصمیمی؛ اما با توان اقتصادی بالا زندگی می کنند، از مصونیت بیشتری در برابر ناهنجاری های اجتماعی برخوردار هستند. اتفاقاً پول، در خانواده های پُرتنش، عاملی در جهت لغزش های راحت تر و بیشتر برای فرزند می باشد.

این نکته، قابل انکار نیست که هر چه تنش میان پدر و مادر بیشتر باشد، احتمال ناخلف شدن فرزند هم بیشتر است، اما چه کنیم که محیط خانه از خطر خشکی و آفت بگو مگوهای بی اندازه مصون باشد؟ شما با رعایت نکته هایی که در این نوشتار آمده، می توانید بر صمیمت رابطة خود با همسرتان بیفزایید تا زمینة جذابیت محیط خانواده را هر چه بیشتر فراهم کنید.

از زاویه ای دیگر باز هم ضرورت یادگیری قواعد زندگی مشترک جلوة بیشتری می یابد. در فرهنگ دینی، معیارهای مختلفی برای سنجش خوب و بد بودن انسان ها ارائه شده است. با شناخت این معیارها انسان می تواند، میزان رشد و سقوط خود را در مسیر خلقت تشخیص دهد. یکی از اصلی ترین این معیارها، زندگی مشترک است.

از نگاه دینی کسی که در زندگی مشترک حقوق همسر خویش را ادا کند، جزو بهترین انسان ها و برعکس، هر که در رابطه با همسر خویش، اهل انجام وظیفه نباشد، از بدترین انسان ها محسوب می شود.[6]

ما در ابعاد گوناگونی از زندگی پذیرفته ایم که باید راه را از چاه تشخیص داد، قبول کرده ایم که بسیاری از کارها مهارت هایی را لازم دارد که بدون یادگیری آن ها، نمی توان موفقیت لازم را در آن ها کسب کرد. باور کرده ایم که برای یادگیری برخی از این مهارت ها باید وقت ویژه صرف کرد، اما چرا بسیاری از ما هنوز به این باور نرسیده ایم که زندگی مشترک یکی از بزرگ ترین اتفاق های زندگی هر انسانی است و موفقیت در این آزمون حیاتی نیازمند به یادگیری مهارت های خاص آن است.

برخی از مهارت ها ظرافت های مخصوص به خود را دارد و به نوعی شبیه به هنر است؛ یعنی اگر این ظرافت ها مراعات نشود، خاصیت خود را نخواهد داشت.

زندگی مشترک علاوه بر این که مهارت های مخصوص به خود را دارد، از ظرافت های ویژه ای نیز برخوردار است که حساسیت یادگیری این مهارت ها را دو صد چندان می کند.

گام دوم

نشانة موفقیت در زندگی مشترک چیست؟

برای پیدا کردن پاسخ این پرسش باید دید که هدف از زندگی مشترک چیست؟ از نگاه قرآن هدف از زندگی مشترک، رسیدن به آرامش است.

و از نشانه‏های او این که از [نوع‏] خودتان همسرانی برای شما آفرید تا بدان ها آرام گیرید، و میانتان دوستی و رحمت نهاد. آری، در این [نعمت‏] برای مردمی که می‏اندیشند، قطعاً نشانه‏هایی است.[7]

اما این آرامش به چه کار می آید؟ از افق نگاهی که قرآن به ما می دهد، موفقیت در زندگی مشترک در گرو نزدیک شدن به هدف خلقت است. آرامشی هم که محصول زندگی مشترک موفق می باشد ، سرمایه ای برای رسیدن به رشد و کمال انسانی است که فلسفة خلقت ما در آن معنا می شود. خداوند دربارة نتیجة سکونت و آرامش می فرماید:

او است آن کس که در دل های مؤمنان آرامش را فرو فرستاد تا ایمانی بر ایمان خود بیفزایند.[8]

با توجه به این آیه باید گفت، آرامش سرمایه ای برای زیاد کردن ایمان است؛ یعنی انسان ها برای رسیدن به رشد ایمانی نیازمند آرامش هستند که یکی از ابزارهای لازم برای رسیدن به این آرامش ازدواج است.

حال با کنار هم قرار دادن این دو آیه می توان گفت که نشانة موفقیت در زندگی مشترک آن است که ما در کنار هم احساس آرامش کرده و با سرمایة چنین آرامشی، پله های رشد و کمال را یکی پس از دیگری طی کنیم.

اما برای این که دو نفر در کنار هم احساس آرامش کنند، باید در اخلاق و عقاید همتای هم باشند که در زبان دینی به این همتایی کفویت گفته می شود.[9] اگر یکی از دو پایة کفویت؛ یعنی همسویی در اخلاق یا عقاید، استحکام لازم را نداشته باشد، ساختمان زندگی دچار تزلزل خواهد شد. وقتی زن و شوهر خلقیات متفاوتی داشته باشند، بنای سازش هم نخواهند داشت. موافق بودن در عقاید و اخلاق موجب می شود، بسیاری از دغدغه های زائد از زندگی انسان بیرون رفته و دل انسان مشغولیت هایی بیش از آنچه مربوط به هدف آفرینش او می شود، نداشته باشد.

خلقیات متفاوت یعنی این که آنچه مرا عصبانی می کند، در همسرم حالت خاصی ایجاد نکرده و یا حتی حالتی متضاد با حالت من تولید کند. اگر من نسبت به مسأله ای حساسیت مثبت دارم، همسرم نسبت به آن، بی قید بوده و یا حساسیت منفی داشته باشد. اگر چیزی به من احساس خوشبختی می دهد، به همسرم احساس خاصی نداده یا احساس بدبختی بدهد و ... .

معمولاً خلقیات ریشه در عقاید دارد. وقتی نوع نگرش زن و مرد به دین و خدا و زندگی و آخرت و ... متفاوت باشد، در بسیاری از نقاط زندگی، به هم برخورد می کنند. به این مثال توجه کنید: زن و شوهری در یک مراسم عروسی شرکت کرده اند که با شئونات اسلامی سازگار نیست و مجلس گناه است. یکی از آن ها می خواهد از مجلس بیرون برود، دیگری اصرار بر نشستن دارد. یکی می گوید درست نیست که فامیل ها را ناراحت کنیم و دیگری می گوید اشتباه است که به خاطر مردم گناه کنیم. نوع قضاوت متفاوت این دو، به نوع نگاه متفاوت این دو به مردم و خدا برمی گردد؛ یکی معتقد است که می شود در مواردی مردم را بر خدا ترجیح داد و دیگری معتقد است که هیچ وقت نباید این کار را کرد.

ناگفته پیدا است این کفویت باید پیش از ازدواج وجود داشته باشد و ازدواج به امید پیدا شدن کفویت، اشتباه است. باز هم تأکید می کنیم که ازدواج به امید پیدا شدن کفویت اشتباه است!

البته آنچه در بالا گفته شد، بدان معنا نیست که اگر دو نفر با هم ازدواج کردند و بعد از ازدواج به این نتیجه رسیدند که کفو هم نیستند، باید از هم جدا شوند؛ نه، توصیة ما به همة زوج ها آن است که:

الف) اگر کفویت نبود

1. اگر در دوران عقد هستید، عروسی را به تأخیر بیاندازید و تا وقتی هم که مطمئن نشده اید که به کفویت رسیده اید، زندگی مشترک خود را آغاز نکنید.

2. اگر هم زندگی مشترکتان را آغاز کرده اید، قبل از هر چیز به طلاق فکر نکنید. طلاق آخرین راه است.

3. یادتان نرود که گاهی ما اشتباه می کنیم و اختلاف را دلیل بر عدم کفویت می گیریم. اختلاف، امری عادی است که حتی ممکن است بین دو نفر که کفو هم هستند، ایجاد شود.

4. حتما با مشاوری امین[10] و متعهد مشکلاتتان را در میان بگذارید. او بهتر می تواند کفویت و عدم کفویت شما را تشخیص دهد.

5. کفویت را می توان در دوران عقد یا عروسی ایجاد کرد. با در نظر گرفتن نکاتی که به صورت عمومی در این گام ها گفته شده و هم چنین دستوراتی که مشاور امین به شما می دهد، تلاش کنید این کفویت را ایجاد کنید.

6. اگر به هر دلیلی نتوانستید کفویت را ایجاد کنید و مشاوری امین و متعهد هم معتقد به عدم کفویت میان شما و عدم امکان ایجاد آن بود، باز هم تلاش کنید و اگر نشد باز هم تلاش کنید و اگر نشد ... . اگر در دوران عقد هستید یا هنوز صاحب فرزند نشده اید، تصمیمتان را زودتر بگیرید!

ب) اگر کفویت بود

1. قدر این کفویت را بدانید و از آن برای رشد و شکوفایی انسانی خود استفاده کنید.

2. کفویت، سرمایه است. اگر از سرمایه به خوبی استفاده کنید، رشد کرده و در طول زندگی روز به روز بر تفاهم و همتایی شما افزوده می شود.

3. اگر از این سرمایه به خوبی استفاده نکنید، ممکن است روزی آن را از دست بدهید.

نکاتی که در این سلسله نوشتارها می آید، به شما کمک خواهد کرد که میان خود و همسرتان کفویت ایجاد کرده و از سرمایة کفویت بهترین استفاده را در جهت آرامش و رشد خود در زندگی بنمایید.

دو نکته

اول: در نظر گرفتن اصل تدریج

اصلاح، امری تدریجی و نیازمند به گذر زمان است. اصلاح مشکلات زناشویی هم از این قاعده مستثن نیست. به ویژه اگر این مشکلات، ریشه در روحیات اشتباه داشته باشد، نیاز به زمان بیشتری دارد. اصلاح اخلاق، یک شَبِه و دفعی نمی تواند شکل بگیرد؛ اگر چه در موارد اندکی هم ممکن است که یک اخلاق اشتباه به صورت دفعی و خیلی زود اصلاح شود، اما غالباً این گونه نیست؛ مثلاً اگر زن خانه روحیة حساسی دارد، نمی توان از او توقع داشت که یک شبه این روحیه را کنار بگذارد یا اگر مرد خانه عصبی است و خیلی زود عصبانی می شود، نمی توان انتظار داشت که یک هفته ای این روحیه را ترک کند و مردی نرم خو و خونسرد شود.

عیب انتظاری این چنین، آن است که وقتی من توقع داشتم که همسرم یک هفته ای اصلاح شود؛ نهایتِ تحملی که می توانم داشته باشم، دو هفته است. حال اگر اصلاح عیبی که در همسرم هست، نیازمند دو یا سه ماه فرصت بود، تاب از کفم بیرون می رود و ناامید می شوم. در بسیاری از موارد، عجله در دست یابی به نتیجه موجب می شود، انسان تدبیر را از دست داده و در مسیر رسیدن به نتیجه لغزش های فراوانی را مرتکب شود.[11]

پس حتماً باید صبر را سرلوحة زندگی خویش قرار داده تا بتوانیم عاقلانه و با تدبیر، زندگی را به ساحل آرامش برسانیم.[12]

ناگفته نماند این که اصلاح برخی از صفات نیازمند به زمان قابل توجهی است به این معنا نیست که ماه ها و سال ها باید به انتظار نشست تا این صفات اصلاح شود؛ بلکه اول باید فرد تصمیم به اصلاح بگیرد؛ دوم باید راه اصلاح را پیدا کند؛ سوم نسبت به مواردی که برای اصلاح صفت خود باید عمل کند، پایبند باشد. در این صورت بسیاری از صفات به راحتی و با صرف کمترین وقت ممکن از بین می رود.

منظور ما از گفتن این که باید زمان را تحمل کرد، این بود که اگر روزی همسر عصبانی مان گفت می خواهم بر اعصابم مسلط باشم؛ ولی فردای همان روز پرخاشگری کرد، از اصلاح او ناامید نشده و به او فرصت بدهیم. البته معنای این سخن آن نیست که این همسر عصبانی توجیهی برای صفت خود بیابد و این نکته را بهانه ای برای سستی در امر اصلاح خود قرار دهد.

این نکته را هم فراموش نکنید که نباید توقع داشت که همة مشکلات زندگی حل شود. برخی از مشکلات، ممکن است برای همیشه در زندگی انسان باقی بماند. دربارة این مشکلات باید گفت اگر با اصول زندگی در تعارض نیست، باید آن ها را تحمل کرد. صبر در برابر این مشکلات، راه عبور از آن ها است. فراموش نکنید که صبر یک راه حل است، نه یک بُن بست.[13]

دوم: فریب سادگی نکات را نخوریم.

ممکن است کسی با خواندن این نکات، به جهت سادگی آن ها نتواند بپذیرد که این ها می توانند محیط یک خانه را مملوّ از صفا و صمیمیت کند، اما شما فریب سادگی این نکات را نخورید. زندگی های پُرتنش، نشان می دهد که رعایت نکردن همین نکات ساده موجب شده آشوب و کشمکش، عضو اصلی خانة آن ها باشد. اگر سری به دادگاه های خانواده بزنید، خواهید دید تک تک این نکات می توانسته ضامن بقا و پایداری یک خانواده باشد، اما ... .

هیچ گاه سادگی را مساوی با سطحی و بی مصرف بودن نگیرید. اگر خواستید با این نکات سطحی برخورد کنید، به یاد فوت کوزه گری بیفتید که ساده بود؛ اما عامل استحکام کوزه ها.

ادامه دارد...

[1]. رییس مجتمع قضایی خانواده: متأسفانه آمار طلاق هر سال در کشور ما رو به افزایش است، به طوری که طبق آمارهای سال جاری از هر چهار مورد ازدواج، یکی به طلاق ختم شده است. در این میان عمده ترین علت طلاق عدم تفاهم زوجین عنوان شده است. خبر گزاری آفتاب، 19/2/1386.

[2]. آمار طلاق عاطفی در کشور 53 درصد است؛ یعنی از هر دو ازدواج در کشور یکی به طلاق منجر شده است. شبکه خبری برنا نیوز، 3/9/1387.

[3]. امام صادق (ع) از قول رسول خدا (ص) فرمود: چیزی در نزد خداوند عزوجل محبوب تر از خانه ای نیست که در اسلام به وسیلة ازدواج آباد شود و چیزی هم در خداوند عز و جل مبغوض تر از خانه ای نیست که در اسلام به وسیلة جدایی یعنی طلاق خراب شود. الکافی، ج5، ص328.

[4] . رسول خدا (ص) فرمود: فرزند صالح، دسته گلی از گل های بهشت است. الکافی، ج6، ص3.

[5]. امیر مؤمنان علی (ع) فرمود: فرزند ناشایست، شرافت را از بین می برد و نیاکان را بد نام می کند. مستدرک الوسائل، ج15، ص215.

[6] . رسول خدا (ص) فرمود: کسی که زنی داشته باشد که او را آزار دهد، خداوند نماز و کارهای نیک آن زن را نمی پذیرد تا وقتی که همسرش را کمک کند و رضایتش را جلب نماید. اگر این زن تمام عمر روزه بگیرد و [به عبادت] بایستد و برده آزاد کند و اموالش را در راه خدا انفاق کند، [باز هم] اولین کسی خواهد بود که وارد آتش می شود. سپس حضرت در ادامه فرمود: در صورتی که مرد هم آزار دهنده و ظالم باشد، بر او نیز چنین بار سنگین و عذابی هست. باز هم ایشان فرمود: آگاه باشید که بهترین شما بهترین برای خانواده تان است و من بهترین شما برای خانواده ام می باشم.

[7] . )وَ مِنْ آیَاتِهِ أنْ خَلَقَ لَکمُ مِّنْ أنفُسِکُمْ أَزْوَاجًا لِّتَسْکُنُواْ إِلَیْهَا وَ جَعَلَ بَیْنَکُم مَّوَدَّةً وَ رَحْمَةً إِنَّ فی ذلِکَ لآیَاتٍ لِّقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ( روم ﴿30﴾ : 21.

[8] . )هُوَ الَّذِی أنزَلَ السَّکِینَةَ فیِ قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ لِیزَْدَادُواْ إِیمَانًا مَّعَ إِیمَانهِِم( فتح ﴿48﴾ : 4.

[9] . رسول خدا (ص) فرمود: کفوها را به ازدواج هم دربیاورید و در میان آنها ازدواج کنید. الکافی، ج5، ص332. و باز هم ایشان فرمود: هر گاه کسی که اخلاق و دینش را می پسندید، به خواستگاری شما آمد؛ به او زن بدهید که: اگر چنین نکنید، فتنه و فساد بزرگی پدید آید. تهذیب الأحکام، ج 7، ص 396 .

[10] . در بحث مشاوره، ویژگی های مشاور امین را خواهیم گفت.

[11] . امیر مؤمنان علی (ع) فرمود: با عجله، لغزش ها زیاد می شود. عیون الحکم و المواعظ، ص39.

[12] . امیر مؤمنان علی (ع) فرمود: آدم شکیبا سرانجام کامیاب می شود، هر چند بعد از زمانی طولانی باشد. نهج البلاغه، قصار 153.

[13]. امیر مؤمنان علی (ع) فرمود: صبر کلید رسیدن و کامیابی عاقبت کسی است که صبر کند. بحارالانوار، ج75، ص45.

-------------------------------------------------------------------------------------

 

دسته ها :
X